میل به شگفتی/ چگونه یک دانشمند ساخته می‌شود

530,000 ریال

نویسندهریچارد داوکینز
مترجماعظم خرام
ناشرکتاب پارسه
صفحات336
اندازه کتاب400

فهرست مطالب:
ژن ها و کلاه آفتابگیر
مسافر غیرقانونی در کنیا
سرزمینی کنار دریاچه
عقابی در کوهستان
وداع با آفریقا
زندگی زیر مناره‌های مخروطی سالزبری
تابستان انگلیسی شما تمام شده است


مناره‌ای در کنار رودخانه
خواب مناره‌ها
آموختن کسب و کار
دوران رویایی ساحل غربی
چشم دوختن به کامپیوتر
دستور زبان رفتار
ژن فناناپذیر
نگاهی به مسیر طی شده
…………………………………
ژنها و کلاه آفتابگیر
«کلینت، از آشنایی با شما خوشحال شدم.»
این جمله دوستانه مسئول کنترل پاسپورت‌ها نشان می‌داد که نمی‌داند اسم کامل انگلیسی‌ها گاهی وقت‌ها با اسم فامیلی شان شروع میشود و به دنبالش اسمی را که والدینشان برایشان انتخاب کرده‌اند می‌آورند اسم من هم همیشه ریچارد بوده است. همان طور که اسم پدرم جان است. نام کلینتون که در اول اسم‌مان می‌آید چیزی است که تقريبا من هم مثل والدينم آن را فراموش کرده بودم. کلینتون برای من زائده ناخوشایندی است که اگر نبود خوشحال تر می‌شدم. گرچه این اسم باعث می‌شود اول اسمم مثل چارلز رابرت داروین با حرف C شروع شود. اما صد افسوس که هیچ کس پیش بینی نمی‌کرد که وزارت امنیت ایالات متحد به بررسی کفش‌ها و حتی خمیردندان‌ها قانع نمی‌شود و تصویب کرده که هر کس وارد آمریکا می‌شود باید دقیقا با اولین اسمی که در پاسپورتش ثبت شده نامیده شود. بنابراین من هم مجبور شدم از هویتی که یک عمر با آن سر کرده بودم صرف نظر کنم و ریچارد را کنار بگذارم و به خودم خاطرنشان کنم که نامم کلینتون.ر.داوکینز است، و با همین نام بلیت رزرو کنم و یا فرم‌های مهمی را پر کنم. فرم‌هایی که در آن‌ها مسافران باید صریحا اعلام کنند که بعد از ورود به خاک آمریکا قصد ندارند با دست خالی نظام آمریکا را سرنگون کشند!
(گوینده انگلیسی، گیلبرت هاردینگ در پاسخ به این حرکت گفت، طوری رفتار می‌کنند که انگار این تنها هدف هر سفری به آمریکاست. چون این روزها با چنین رفتارهای سبکی هر کسی را مشکل‌دار می‌بینند).
در هر حال کلینتون ریچارد داوکینز، اسمی است که در شناسنامه و پاسپورت من ثبت شده. نام پدرم هم کلینتون جان داوکینز است. دست بر قضا، گویا پدرم تنها کسی نبود که با نام ( C.Dawkins) در روزنامه تایمز به عنوان پدر پسری که در مارس ۱۹۴۱ در بیمارستان خصوصی اسکوتن، شهر نایروبی به دنیا آمد ثبت شده بود. کشیشی با نام کاتبرد داوکینز هم که مبلغ مذهبی کلیسای انگلیس بود و هیچ نسبتی با ما نداشت در همان روز صاحب پسری شده بود. این تشابه اسمی باعث شد مادرم سیلی از پیام‌های تبریک اسقف‌ها و کشیش‌هایی که در انگلستان بودند را دریافت کند. گرچه مادرم اصلا آن‌ها را نمی‌شناخت اما در هر حال آن‌ها دعای خیر و برکت الهی را نثار پسر تازه به دنیا آمده‌اش می‌کردند.
ما نمی‌دانیم آیا دعاهای خیری که در واقع برای پسر کاتبرد فرستاده می‌شد ولی نصيب من می‌شد تأثیری در پیشرفت من داشتند یا خیر. اما در نهایت پسر کاتبرد مثل پدرش مبلغ مذهبی شد و من هم مثل پدرم زیست شناس از آب درآمدم. تا امروز هم مادرم به شوخی می‌گوید ممکن است من در بیمارستان عوض شده باشم. اما خوشحالم که می توانم بگویم شباهت ظاهری من به پدرم مرا مطمئن می‌کند که پریان مرا عوض نکرده‌اند و کلیسا هرگز در تقدیر من نبوده است.

نظری درباره این کتاب دارید ؟


 

اطلاعات تماس

خیابان ولی عصر بالاتر از دوراهی یوسف آباد

تلفن: ۸۸۹۶۷۱۷۶

تلفکس: ۸۸۹۵۷۱۷۶

Web: آدرس سایت

اینجا سایت رسمی کتابفروشی بهجت است. کتابفروشي پنجاه ساله که به عنوان قديمي‌ترين کتابفروشي خيابان ولي‌عصر نام برده مي‌شود. در اين سايت ما با قرار دادن منو‌هاي متنوع و حرفه‌اي انتخاب کتاب را برايتان ساده‌‌تر، دقيق‌تر و سريع‌تر کرديم. همچنين براي اولين بار فهرست و مقدمه هر کتاب را در بخش توضيحات آن کتاب آورديم که با آگاهي بيشتري کتاب‌تان را انتخاب کنيد.