وقتی که دریا روبروست

300,000 ریال

نویسندهسید منصور کیانفر
ناشرنشر شما
صفحات102
اندازه کتاب14*21/ جلد نرم

روزها گذشت بلکه سالها گذشت از روزگاری که ما دنبال شناختن هستی بودیم (بگذریم که هنوز هم جوینده‌ایم) و هرکسی می‌خواست بخشی از آنرا به ما بشناساند، ادله محکمش یک شعر از بزرگان بود.
وعشق، چونان پدیده‌ای نو، وقتی رخ می‌نمود، برای فهمیدنش دست به دامان شعر می‌شدیم.
مرحوم پدر هم طبع شعری روان داشت. بدینگونه شعر در درون من جاری گشت. و همانند خیلی‌های دیگر در زندگی من وارد شد .خیلی‌ها نپاییدند و رفتند ولی شعر ماندگار شد.


جریان زندگی مجال کافی را از من دریغ کرد. ولی هر وقت حال و هوایی بود زمزمه ای از شعر جاری می‌گشت.
خودم را در جایگاه بزرگان شعر نمی‌دانم. لیکن معتقدم شعر نباید در چارچوب نظم به دام افتد اگر چه خیلی هم نباید بدون چارچوب باشد. از اشعار بسیاری چون خواجوی کرمانی سعدی و حافظ و مولانا و خیام و شهریار و نیمایوشیج و ملک الشعرای بهار و شاملو و فریدون مشیری و…..بهره بردم. ولی اشعار سهراب سپهری و فروغ فرخزاد، بیشتر مرا مجذوب خود کردند.
مهمترین هدف شعر، همانند هنرهای دیگر رساندن پیام کبریایی انسانی به دیگران است و خوب است این کار با صورتی ماندگار صورت گیرد.
شاید این کتاب الهام بخش افراد پر مشغله ای مثل من باشد که می‌توان کاملاً در هیاهوی زندگی گم نشد و بخشی از زندگی را چون هدیه‌ای ارزشمند برای خود نگاه داشت.
از همه دوستان و اساتیدی که مرا در این راه مشوق و همراه بوده‌اند مخصوصاً از استاد شهاب الدین کاویانی سپاسگزاری می‌کنم و برایشان بهترین‌ها آرزو مندم.
از انتشارات متین و وزین بهجت هم برای همه زحمات خالصانه‌شان قدردانی می‌نمایم.

1
دوست
صوتِ یارِ مهربانم، از قفا آید به گوش
جمله ذراتِ وجودم، بر سَرِ جوش و خروش
گَردِ راه و خستگی، از تن بگیریدش، که او
عزم ما کرده است و از ما، بٌرده عقل و رای و هوش
جامه پرخوی و بدن کوبیده و آشفته زلف
آب گرمش پاک شویید وبیاریدش به جوش
مِی‌ فروش! امروز، بگشا دربِ انبارت؛ که مِی
هر چه ناب و کهنه و میمون بود، بر من فروش
تا که آن خشکیده‌لب، نَم گیرد و شوری کُند
ساغری لبریز باید، از مِیِ پُر شهد و نوش
گوییا بنشسته‌ام بر مرکبِ خواب‌وخیال!
چون همان رویای شیرین و خیال‌انگیز دوش
صحبتِ اصحابِ دیرین و نوازش‌های او
در به دست آوردن این لحظه‌های ناب کوش
هرچه از یارش بگوید خاکیِ افسرده‌دل
ناتوان از گفتنِ اسرارِ دل؛ لیکن خموش
شهریور 72

2
سخن مگوی
ای جانِ زیبا! ز چه رو گُل نگفته‌ای؟بگو
در بارگاهِ دل، غمِ لَعلَم نسُفته‌ای؟ بگو
من عمرِ خود، تباه کردم و تو در فراقِ ما
آه و گداز و سوزدلت را نگفته‌ای؛ بگو
در وعده‌گاهِ عشق، قرار از صداقت است و بس
آیا به‌جز مَعبرِ رندانه رفته‌ای؟بگو
من بر درِ خانۀ رازِ تو کوفتم؛ به جد
بر گنجِ اسرار، چرا خسته خفته‌ای؟ بگو
ای در خودت فرو ز کویم نکرده‌ای گذر!
آیا به‌جز زلالی روحم شنفته‌ای؟ بگو
حرفی بزن برای رهایی آن مرغِ در قفس
از آن نگفتنی که دل اندر نهفته‌ای، بگو
خاکی برای سادگی دل، گریه می‌کند
یک‌دم که چَشم زدم، کجا رفته‌ای؟ بگو
اردیبهشت74

نظری درباره این کتاب دارید ؟


 

اطلاعات تماس

خیابان ولی عصر بالاتر از دوراهی یوسف آباد

تلفن: ۸۸۹۶۷۱۷۶

تلفکس: ۸۸۹۵۷۱۷۶

Web: آدرس سایت

اینجا سایت رسمی کتابفروشی بهجت است. کتابفروشي پنجاه ساله که به عنوان قديمي‌ترين کتابفروشي خيابان ولي‌عصر نام برده مي‌شود. در اين سايت ما با قرار دادن منو‌هاي متنوع و حرفه‌اي انتخاب کتاب را برايتان ساده‌‌تر، دقيق‌تر و سريع‌تر کرديم. همچنين براي اولين بار فهرست و مقدمه هر کتاب را در بخش توضيحات آن کتاب آورديم که با آگاهي بيشتري کتاب‌تان را انتخاب کنيد.